آنیلآنیل، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 9 روز سن داره

آنیل گل زیبای هستی

مهمونی

23 شهریور آنیل به یه مهمونی دعوت بود مهمونی خاله صفاجونی   ( دختر دایی آنیل) که عروسی کرده و تازه زندگیشو شروع کرده که انشالله خوشبخت بشه و به همین مناسبت   همه اونجا جمع بودیم از صفا جون بگم که شده بود عروس مجلس ، البته صفا جون 3 ساله ما واسه خودش   خانومیه و اصلا رفتار یه بچه 3 ساله رو نداره و آدم فکر میکنه با یک بزرگسال طرفه از بس که مودب و حرف گوش   کنه الهی عمه فدات بشه ، عزیزمی ی ی ی من بهت افتخار میکنم عمه جون.           دخترم چه ژستی گرفته، فدات بشم توی همین مهمونی هم خیلیا از زرنگی و چهار دست و پا رفتنت تعجب میکردن آخه دخترم هنوز 6 ...
26 شهريور 1393

آنیل و اولین توپ بازی

آنیل در 18م شهریور که تولد دایی جونش بود و همه توی خونه ی باباجون و مامان جون ( خونه بابای من) مهمون بودیم با دختر دایی صفای مهربون داره توپ بازی می کنه حیف که عکس صفا جونو نداریم حتما با عکسای صفا جونی برمیگردیم. البته دست بابای مهربونش هم درد نکنه که کمکش می کنه. مرسی ی ی بابایی       ...
20 شهريور 1393

قصه ای برای دخترم

      آنیل در 8 م شهریور برای اولین بار به خانه خاله جان من رفت اما حیف که دیگر خاله جان نبود تا به استقبالش   برود این عکس ها رو هم خونه خاله جان ازش گرفتم البته همون روز آنیل برای اولین بار در 5 ماه و 8 روزگی چهار   دست و پا راه رفت.   برای خاله جانم: خاله جان خیلی وقت نگذشته از آن ختم قرآن هایی که هرساله در ماه مبارک رمضان در خانه   ات برپا بود از آن روزهایی که همگی شاد و خندان مهمان خانه ات بودیم از آن روزهایی که تو بهترین میزبان و   صاحب خانه بودی و ما....اکنون 4 سال است که دیگر در بین مانیستی و داغ رفتنت هنوز برایمان تازه است و   ...
12 شهريور 1393

سال روز تولدم

دخترم امروز سال روز تولد من است و این بدان معنی است که یک سال دیگر بر عمر من اضافه شد و در حقیقت یک   سال دیگر نیز از جوانیم گذشت اما دخترم حقیقت اینست که امسال تولدم متفاوت از سال های قبل است مهم تر از   همه تقارن ولادت من با ولادت حضرت معصومه (ع) است و امروز روز دختر نام دارد و این اولین سالی است که من تو   را در کنار خود دارم و وجودم سرشار از مهر توست دخترم تولد تو عشق ، آرامش ، شادی و مهربانی را مهمان خانه ی   من کرده است. ...
6 شهريور 1393

من دوستت دارم

من دوستت دارم:   دخترکم من لثه های بی دندانت را دوست دارم   من انگشتان خیس تو را که مکیده ای دوست دارم   من غلت زدن های مکرر تو را دوست دارم   من نگاه زیبا و کنجکاوانه تو را دوست دارم   من لحظه ای را دوست دارم که پاهای کوچکت را به سمت دهان می بری و آنها را می مکی   من بیداری های شبانه ام را دوست دارم   من خستگی هایم را دوست دارم   من وداع با خواب خوش شبانه را دوست دارم   من غرق شدن در دنیای کودکی تو را دوست دارم   من حتی نق زدن های تو را دوست دارم ...
6 شهريور 1393

برای زیباترین گل دنیا

دخترم بدان وجود زیبای تو برایم از هر داشته و نداشته ای   ارزشمندتر است دخترم از وقتی که تو را دارم دیگ ر در میان گل ها به دنبال زیباترین گل نیستم -   دیگر در میان صداها به دنبال دلنشین ترین صدا نیستم- دیگر در میان زیبارویان به دنبال زیباترین   زیباروی نیستم- دیگر در میان پروانه ها به دنبال زیباترین پروانه نیستم- دیگر در میان ستاره ها   به دنبال روشن ترین ستاره نیستم دخترم با تو و در کنار تو من همه چیز دارم.   ...
5 شهريور 1393